قضیه غیب شدن فیل (هاروکی موراکامی)
«قضیهی غیبشدن فیل» (The Elephant Vanishes) اثر هاروکی موراکامی ژاپنی است؛ داستانی کوتاه که بهظاهر معمایی ساده را روایت میکند اما در لایههای زیرین، به یکی از پیچیدهترین دغدغههای انسان مدرن میپردازد.
در سطح روایت، داستان دربارهی ناپدید شدن غیرقابلتوضیح یک فیل پیر و فیلبانش از شهری منظم و عقلانی است. هیچ نشانه فیزیکی، ردپا و توضیح منطقیای وجود ندارد. اما آنچه موراکامی واقعاً روایت میکند، ناپدید شدن معنا در جهانی بهشدت عقلانیشده است.
فیل موجودی است:
پیر
عظیم
بیخطر
ناکارآمد از نظر اقتصادی
در جهان مدرن، چنین موجودی «ضروری» نیست. شهر میکوشد او را مدیریت کند، نه بفهمد.
فیل نماد چیزهای بیفایده اما معنادار است: خاطره، پیوند، شفقت، سکوت، یا حتی روح.
وقتی فیل ناپدید میشود:
زندگی روزمره ادامه دارد
رسانهها هیجانزده میشوند و بعد فراموش میکنند
مردم به سرعت عادت میکنند
در اینجا داستان از معما عبور میکند و به نقد هستیشناسانه تبدیل میشود.
فیلبان تنها کسی است که رابطهای غیرابزاری با فیل دارد.
او نه سخنرانی میکند، نه تحلیل سیاسی دارد، نه دنبال سود است.
او میفهمد بیآنکه توضیح دهد.
ناپدید شدن همزمان فیل و فیلبان یعنی:
وقتی معنا از جهان میرود، کسی هم که توان فهم آن را دارد، دیگر جایی در این جهان ندارد.
راوی: انسان مدرنِ آگاه اما ناتوان. او میفهمد که «گریختن» توضیح درستی نیست
به «غیبشدن» باور دارد
اما سکوت میکند و به پلیس زنگ نمیزند
و نماد انسان روشنفکر مدرن است:
کسی که حقیقت را حس میکند اما میداند گفتنش بیفایده است.
فیل نمایندهی «هستی سنگین اما خاموش» است
ناپدید شدن او، ناپدید شدن قطعیت و معنا در زندگی مدرن است
داستان به پوچی نزدیک است، اما نه به سبک کامو، بلکه به شکل سکوت موراکامیوار
در اصل پاسخ مهم نیست؛ نبود پاسخ خودِ پاسخ است.
برخی منتقدان (Matthew Strecher) معتقدند:
فیل نماد چیزهایی است که سرمایهداری نمیتواند قیمتگذاری کند
شهر فقط زمانی فیل را میپذیرد که سود اقتصادی آینده داشته باشد
وقتی فیل «دیگر به کار نمیآید»، به شکلی رازآلود حذف میشود
غیبشدن فیل، حذف آرام ارزشهای غیرسودمحور است.
از منظر روانشناسانه:
فیل = ناخودآگاه جمعی
زنجیر = سرکوب
ناپدید شدن = بازگشت سرکوبشدهها، اما نه به شکل انفجار، بلکه به شکل خلأ
منتقدان این دیدگاه میگویند: جامعه چیزی را سرکوب میکند که از کنترل عقل بیرون است، اما آن چیز «نابود» نمیشود؛ فقط ناپدید میشود.
از منظر پستمدرن:
داستان ضد معما است
معما حل نمیشود چون اصلاً برای حل شدن نوشته نشده
موراکامی ساختار داستان پلیسی را میسازد، فقط برای اینکه ناتوانی آن در توضیح جهان را نشان دهد.
در کل داستان درباره فیل نیست، دربارهی جهانی است که در آن:
معنا بیسروصدا ناپدید میشود
عقل همچنان کار میکند
و زندگی ادامه دارد، اما چیزی کم است
این داستان به ما نمیگوید فیل کجا رفت
بلکه میپرسد:
چرا نبودنش را اینقدر زود پذیرفتیم؟




![]()
سلام دوستان هنر دوست