مرگ در ونیز (توماس مان)
نویسنده معروف آلمانی، توماس مان (1875-1955) داستان مرگ در ونیز را یکسال بعد از سفری که در سال 1911 به ونیز داشت، نوشته است. وی عقاید ضد فاشیستی داشت که منجر به قرار گرفتن نامش در فهرست سیاه سرویس های امنیتی گردید و درنهایت مجبور ترک آلمان و اقامت در آمریکا و سوئیس شد.
چند اثر دیگر توماس مان: بودنبروک ها، تریستان، گرسنگان، تونیو کروگر، ساعت دشوار، در آینه، والاحضرت، فونتان پیر، شامیسو.
داستان از شهر مونیخ شروع شده و به ونیز ختم می شود. قصه در مورد نویسنده ای معروف است بنام "آشنباخ" که بعد از 50 سالگی اش و کسب عنوان "فون" با توجه به افول کاری خود، بتنهایی به ونیز سفر می کند تا شاید با تغییر آب هوا، بهتر بنویسد. وی عقیده دارد که هنر واقعی تنها از طریق ضدیت با امیال و هوس های مخرب و ضعف های جسمانی به وجود می آید. اما در ونیز عاشق پسر جوان لهستانی الاصل بنام تادزیو میشود و با آن که هرگز این دو باهم گفتگویی نمیکنند، این عشق، نویسنده را به حال دیگری از رهایی و اعتلای روحی میرساند. با همهگیری وبا در ونیز، نویسنده نیز بیمار میشود.
نویسنده در این کتاب، تمام جزئیات را با نثری نسبتاً پیچیده به تصویر می کشد. بطوریکه بیشتر کتاب به توصیف اشخاص، مکان ها و روحیات اشخاص می پردازد. گاهی این صحبت های طولانی، منجر به این می شود که خواننده، موضوع اصلی را گم کند. این کتاب دیدگاهی روانشناسانه ارائه میدهد از عشق و علاقه مردی نسبتا مسن به پسری زیبارو.
در هر حال، کتاب معروفی است از نویسنده شهیر آلمانی.
کل قصه در 105 صفحه نوشته شده است، اما مقدمه ای که مترجم نگاشته است حدود 40 صفحه اول کتاب را شامل می گردد. بنظر من خواندن مقدمه، به درک بهتر کتاب کمک خواهد کرد. چرا که خواندن ودرک این کتاب، با وجود صفحات کم، راحت نیست.
مترجم، آقای نکو روح، توصیه کرده که مقدمه را پس از خواندن داستان بخوانید.
لوکینو ویسکونتی در ۱۹۷۱ فیلمی بر پایه این رمان ساخت که شخصیت اصلی در آن به جای نویسنده٬ آهنگساز است.

![]()
![]()





















سلام دوستان هنر دوست