سه گانه "سه پایه ها" (جان کریستوفر)

مجموعه سه جلدی با عنوان کلی "سه پایه ها" (The Tripods Trilogy) نوشته جان کریستوفر (1922-2012)، نویسنده انگلیسی در سال 1967 می باشد.

این کتاب را من وقتی نوجوان بودم، خواندم. الان با توجه به داغ شدن بحث هوش مصنوعی و کارگذاری تراشه های داخل مغزی برای کنترل "حرکات و شاید رفتار" انسان ها، بنظرم رسید که بهتر است این کتاب را بخوانید!

ماجرا در زمانی نامعلوم از آینده است، موجوداتی فضایی به زمین حمله کرده و برای کنترل انسانها، از نوجوانی (14 سالگی) تراشه ای را "بر روی سر" انسان ها، نصب کرده اند، تا کنترل مردم را در دست بگیرند، اما برخی از انسان ها در نصب این تراشه دچار اشکال هستند و کنترل خود را حفظ کرده اند. افراد دارای تراشه خود را شیفتهٔ خدمت و بردگی برای سه‌پایه‌ها می‌کنند، به طوریکه حاضرند برای خدمت به سه پایه ها از جان خود بگذرند.

این موجودات، برای زندگی در شهرهای ساخته خودشان که اتمسفر مناسب تنفس شان را دارد، بسر می برند و برخی برای کارهای معمول و تردد از ماشین های سه پایه بزرگی کمک می گیرند.

شخصیت‌های اصلی داستان، ویل، هنری و بینپل که هر سه نوجوانانی بدون کلاهک هستند به علت احساس شک و دوگانگی که در میان همسالانشان فراوان است، تصمیم می‌گیرند از کلاهک‌گذاری فرار کرده و راهی برای شناخت و مبارزه با سه‌پایه‌ها پیدا کنند.

حان کریستوفر سال‌ها با نام اصلی خودش (یود) در زمینه داستان بزرگسالان فعالیت می‌کرد، اما موفقیتی به دست نیاورد. وی شهرت خود را مرهون داستان‌های علمی-تخیلی است که برای نوجوانان نوشته‌است. هر چند جان کریستوفر تنها یکی از چند نام نویسندگی او است. به گفته خود او، این داستان‌ها ماجرای واکنش انسان‌ها در شرایط سخت زندگی و بررسی این واکنش‌ها هستند.

مهم‌ترین و مشهورترین اثر کریستوفر سه‌گانه سه‌پایه‌ها است که در سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ نوشته شد: کوه‌های سفید (۱۹۶۷)، شهر طلا و سرب (۱۹۶۷) و برکه آتش (۱۹۶۸). موفقیت این سه‌گانه به قدری بود که ۲۰ سال بعد کتاب دیگری با نام وقتی که سه پایه‌ها آمدند نوشت و آن را به چهارگانه بدل ساخت.

تصویر سه گانه سه پایه ها ( جان کریستوفر - کانون )

بیوگرافی جان کریستوفر- نویسنده مجموعه سه گانه سه پایه ها - دنیای پردازش  آنلاین

سه‌گانه جان کریستوفر؛ ماجراجویی علمی-تخیلی برای نوجوانان | قدیانی

جلد 1 (کوههای سفید)

جلد 2 (شهر طلا و سرب)

جلد 3 (برکه آتش)

جلد 4 (وقتی سه پایه ها به زمین آمدند)

وقتی نیچه گریست (اروین یالوم)

اروین یالوم (متولد 1931 آمریکا) روانپزشک، فارغ التحصیل دانشگاه بوستون می باشد که پایه‌گذار الگوی روانشناسی هستی‌گرا یا اگزیستانسیال است. او نخستین روان‌شناسی است که توانسته با دانش گسترده در حوزه‌ی روان‌شناسی و مطالعه فلسفه افرادی مانند ارسطو و سقراط، نگاه تازه‌ای به علم روان‌شناسی و روان‌کاوی ایجاد کند. او موفق شد در سال 2002 جایزه‌ی انجمن روان‌پزشکی آمریکا را دریافت کند.

آقای دکتر یالوم علاوه بر کتاب هاب روانشناسی، چندین رمان موفق نیز در زمینه روانشناسی نوشته است، که از جمله معروف ترین آنها میتوان به "وقتی نیچه گریست، درمان شوپنهاور، دروغگویی روی مبل، مسئله اسپینوزا و خلق شدگان در یک روز" اشاره کرد.

ترجمه خانم دکتر سپیده حبیب، روانپزشک، در مقایسه با سایر ترجمه ها بسیار خوب است.

وین، پایان قرن نوزدهم؛ لو سالومه آمده است تا یوزف برویر، پزشک مشهور و استاد زیگموند فروید را بیابد. او نگران دوستش، نیچه است. سالومه در یادداشتی برای برویر می‌نویسد که «آیندهٔ فلسفهٔ آلمان در خطر است» و از او می‌خواهد که این خطر را خنثی سازد. برویر باید اندیشمند بزرگ و تنهایی را که از سردردهای شدید میگرنی رنج می‌برد، معالجه کرده و از این گرفتاری برهاند؛ ولی نیچه نباید از جریان دیدار برویر و سالومه بویی ببرد. برویر تصمیم می‌گیرد با روش جدید «بیان‌درمانی» که به‌تازگی در مورد بیمار دیگرش آنا؛ تجربه کرده، او را درمان کند. با این حال فیلسوف مغرور آلمانی، حاضر نیست «روان» خود را به دست یک پزشک بسپارد و تنها از او می‌خواهد که «جسم» او را درمان کند.

در کل، این یک رمان است، ولی بسیار زیبا نگاشته شده است.

عکسی که در روی جلد کتاب میبینید، عکسی واقعی از نیچه، سالومه و پاول ره در سال 1882 است. در این عکس، سالومه را می بینیم که بر روی درشکه در حال تازیانه زدن به نیچه و پاول است!

لو سالومه درباره این عکس گفته است:

"پاول بسیار با این کار مخالف بود و پیوسته از عکس چهره‌ی خود می‌هراسید. ولی نیچه در ذهن خود تمامی جزئیات این عکس را در نظر آورده بود، از جمله ارابه و حتی تازیانه.» این تصویر نوعی ابراز تاسف نیچه است از اینکه لو، پیشنهاد ازدواج هردوی آنها (نیچه و پاول) را رد کرده است. حالت دو مرد ایستاده جلوی ارابه، بهترین نشانه‌ی آن است که لو موفق شده بود دو خواستگار خود را مبدل به دو دوست برای خود سازد."

خرید و قیمت کتاب وقتی نیچه گریست اثر اروین د. یالوم

دانلود فیلم وقتی نیچه گریست When Nietzsche Wept زیرنویس فارسی

وقتی نیچه گریست (زبان اصلی)

وقتی نیچه گریست (اروین یالوم)

درمان شوپنهاور (اروین یالوم)

کتابی که در این پست معرفی میکنم از اروین یالوم (1931)، روانپزشک و نویسنده مقالات علمی و رمان های روانشناسی معاصر آمریکایی است که در سال 2005 نوشته شده و بنظر من بسیار جذاب است.

شاید این رمان که در سال 2005 نوشته شده بهترین اثر یالوم در نظر گرفته شود، بطوریکه در خط اصلی داستان بسیار عالی عمل کرده، شخصیت پردازی های خوبی دارد و برنامه ای منظم و زیبا برای تفهیمِ اهمیتِ روابطِ بینِ انسانی به مخاطب دارد و در کنار آن، خلاصه ای از زندگی آرتور شوپنهاور می‌دهد.

کتاب روایت زندگی روان درمانگری برجسته (ژولیوس هرتزفلد) است که به بیماری سرطان بدخیم پوست مبتلا شده. وی پس از وقفه کوتاهی جلسات روان درمانی گروهی بیماران خود را ادامه می‌دهد تا تسلیم هراس از مرگ نشود. وی در خلال یکی از معاینات پزشکی، مجبور می شود تا نگاهی دوباره به زندگی و کار خود بیاندازد. از همین رو به دنبال فیلیپ اسلِیت می رود؛ مردی معتاد به روابط جنسی که ژولیوس در حدود بیست سال پیش نتوانست کمکی به او بکند. با این حال فیلیپ ادعا می کند که درمان شده و زندگی اش به شکل معجزه آسایی به وسیله ی آموزه های بدبینانه ی فیلسوف آلمانی، آرتور شوپنهاور، دگرگون شده است. نظرات عجیب و رفتار منحصر به فردِ فیلیپ باعث می شود ژولیوس از او بخواهد که به جلسات گروه درمانی او برود و در عوض فیلیپ هم ژولیوس را با عقاید شوپنهاور آشنا کند. به این ترتیب نظرات آرتور شوپنهاور، فیلسوف بزرگ مطرح می‌شود.

فیلیپ آرزو دارد با به‌کارگیری اندیشه‌های شوپنهاور، به یک مشاور فلسفی بدل شود و بدین منظور نیازمند سرپرستی ژولیوس است. ولی ژولیوس می‌خواهد به کمک اعضای گروه به فیلیپ/شوپنهاور بقبولاند که این ارتباطات انسانی است که به زندگی معنا می‌بخشد، کاری که هیچ‌کس برای شوپنهاور تاریخی نکرد.

بریده ای از کتاب:

این موضوع اغلب مورد توجه قرار گرفته که سه انقلاب عمده‌ی فکری بشر، ایده‌ی محوریت انسان را تهدید کرده است. اول، کوپرنیک نشان داد که زمین آن مرکزی نیست که همه‌ی اجرام آسمانی به دورش می‌گردند. بعد داروین روشن کرد که ما کانون زنجیره‌ی حیات نیستیم، بلکه مانند سایر موجودات، از تکامل اَشکال دیگر حیات به وجود آمده‌ایم. سوم، فروید نشان داد که ارباب خانه‌ی خودمان نیستیم؛ به این معنا که بیشتر رفتار ما تابع نیروهایی خارج از آگاهی ماست. شکی نیست که آرتور شوپنهاور در این انقلاب فکری، نقشی برابر فروید داشت ولی هرگز به تأثیر او اذعان نشد زیرا شوپنهاور مدت‌ها پیش از تولد فروید، فرض را بر این قرار داده بود که نیروهای زیست‌شناختی ژرفی بر ما حاکمند ولی ما خود را می‌فریبیم و فکر می‌کنیم خودمان آگاهانه فعالیت‌هایمان را برمی‌گزینیم.

undefined

پرتره ای از آرتور شوپنهاور

آرتور شوپنهاور - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

درمان شوپنهاور (اروین یالوم)

شعر: آمدی جانم به قربانت (شهریار)

«محمد حسین بهجت تبریزی» (1285-1367) که بعداً به شهریار مشهور شد، جوان تبریزی باهوشی بود که در دارالفنون تهران رشته طب می‌خواند.

می‌گویند که استاد شهریار عاشق دختری بنام ثریا بوده است ولی معشوقه شهریار با شخصی درباری ازدواج می‌کند.

استاد پس از سال‌ها دوری از عشقش ثریا، روزی در یک پارک سرسبز در منطقه میگون تهران، در روز سیزده بدر، ناگهان با معشوقه دوران جوانی‌اش روبرو می‌شود که با همسری ثروتمند و بچه‌ای در بغل به پارک آمده، ثریا و شهریار به یکدیگر نگاه می‌کنند اما سر هیچ صحبتی باز نمی‌شود.

طاقت استاد سر می‌رود و او این شعر را می‌سراید:

ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ

ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ؛ ﭘﺴﺮﻡ

ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ

ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ

ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ

ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ

ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ

ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ

اما پس از مدتی آن شخص درباری می میرد.

در هر صورت، شهریار تا سال‌ها ثریا را نمی‌بیند و در نهایت در 47 سالگی تن به ازدواج با نوه ی عموی خود، عزیزه عبدالخالقی که معلم مکتب ابتدایی بود، داد و صاحب سه فرزند شد ولی کماکان به سرودن شعر ادامه داد و بدنبال انقلاب شعرهایی هم در مدح جمهوری اسلامی سروده است.

در اواخر عمر شهریار، هنگامی که در بیمارستان بستری بود و پزشکان او را جواب کرده بودند، دوستان و آشنایان از ثریا که حالا پیرزنی بود می‌خواهند به دیدار او برود. هنگامی که پریِ شعرهای شهریار به بیمارستان می‌رود وی خواب است اما صدای گام‌هایش را می‌شنود. ساعاتی پس از ملاقات با ثریا، این شعر را برایش می‌سراید. شعری که حالا به یکی از شاهکارهای ادبیات پارسی بدل شده است. استاد غلامحسین بنان با آهنگسازی روح اله خالقی نیز بسیار زیبا این ترانه را خوانده است.

البته خانواده‌ی استاد شهریار که اکنون در تبریز زندگی می‌کنند نیز در مصاحبه های خود، هرگز اشاره‌ای به روایت عشق شهریار و ثریا نداشته‌اند. انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده است و دوستان استاد شهریار که برخی از انان اکنون نیز در قید حیات هستند، هر ازگاهی این روایت‌ها را «بزرگنمایی دراماتیک» عنوان می‌کنند:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

نوشداروییّ و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگ‌دل! این زودتر می‌خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام، فردا چرا

نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانان ناز کن، با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار

این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

این قدر با بخت خواب‌آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کند

در شگفتم من، نمی‌پاشد ز هم، دنیا چرا

در خزان هجر گل، ای بلبل طبعِ حزین

خامُشی شرط وفاداری بود، غوغا چرا

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر

این سفر، راه قیامت می‌روی، تنها چرا

عکس ثریا ابراهیمی معشوقه ی شهریار - عکس نودی

نقاشی: زلزله - ژان پیر سن اورس

ژان پیر سن اورس، تحت تأثیر شورش ژنو در سال 1782، که ظالمانه به خونریزی کشیده شد، و بدنبال آن زمین لرزه فاجعه آمیز مسینا در سال 1783، که تقریباً 30000 قربانی گرفت، چندین طرح و نقاشی را با موضوع زلزله آغاز کرد. طرحهای اولیه او در سال های 1782 و 1788، گواه این موضوع است. برخی از نقاشی ها به دوران روم باستان برمیگردد.

در زادگاهش ژنو، او مسئولیت‌های سیاسی شهر را به عهده گرفت تا ایده‌های جدید آزادی و برابری را که مدافع سرسخت آن بود، به اجرا بگذارد. اما چرخش وقایع، به‌ویژه در فرانسه، جایی که تحت تاثیر انقلاب قتل و خونریزی حاکم بود، رویای او برای جهانی بهتر را بر باد داد، و او از زندگی سیاسی کناره‌گیری کرد و دوباره دست به قلم شد. در این زمان بیشتر به کار کشیدن پرتره از افراد سرشناس شهر پرداخت.

در سال 1799، او نقاشی زمین لرزه را به پایان رساند، که یک تقبیح تمثیلی از خشونت ناشی از کنش سیاسی بود. این تابلوی یادبود به سبک نئوکلاسیک توسط تعدادی از هنردوستان ژنو خریداری و به شهر اهدا شد و اکنون در موزه هنر و تاریخ (Musee d'art et d'historie, Geneva) نگهداری می شود.

در این نقاشی زلزله، خانواده ای در حال فرار از معبد یونانی در حال تخریب ناشی از زلزله هستند. او در مجموع پنج نسخه از این موضوع را بین سال‌های 1782 و 1806 نقاشی کرد.

نسخه «مونومنتال» زلزله، (Le Tremblement de terre Monumental)، 261×195 سانتی متر، ژنو.


MM-728194

Politique culturelle: Un projet à 200 millions pour le MAH genevois | Bilan

بوف کور (صادق هدیت)

صادق هدایت ، نویسنده روشنفکر ایرانی (1281-1330)، تقریبا همزمان با جمالزاده، بزرگ علوی و صادق چوبک میزیست. وی پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه و نیز تحصیل در مدرسه سن لویی، که وابسته به کشور فرانسه بود، در سال 1305 به بلژیک و سپس به پاریس رفت. وی یکبار با انداختن خود به رود مرن، اقدام به خودکشی کرد، اما وی را نجات دادند. وی در سال 1309 به تهران بازگشت.

هدایت در سال 1315 به هند رفت و کتاب بوف کور را که در پاریس نوشته بود، منتشر کرد.

شرح حال صادق هدایت از زبان خودش:

"من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات آمریکایی‌مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولّدم به درد کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها با منجّمین مشورت کرده‌ام، اما پیش‌بینی آن‌ها هیچ‌وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگان است؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم. به‌علاوه، خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن‌ها مناسب‌تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند. از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در برندارد نه پیش آمد قابل‌توجهی در آن رخ داده، نه عنوانی داشته‌ام، نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه برعکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی‌مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد."

داستان بوف کور از نگاه اول شخص روایت می شود و بعنوان یکی از مهمترین آثار هدایت شناخته می شود که به چندین زبان ترجمه شده است.

ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه‌اش - که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته‌است - منظره‌ای را که همواره نقاشی می‌کرده‌است می‌بیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) می‌شود و زندگی‌اش به طرز وحشتناکی دگرگون می‌گردد تا اینکه مغرب‌ هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه‌اش می‌یابد. دختر چند هنگامی بعد در رخت‌خواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان می‌دهد. راوی طی قضیه‌ای موفق می‌شود که چشم‌های دختر را نقاشی و آن را لااقل برای خودش جاودانه کند. سپس دختر اثیری را قطعه قطعه کرده داخل چمدانی گذاشته و به گورستان می‌برد. گورکنی که مغاک دختر را حفر می‌کند طی حفاری، گلدانی می‌یابد که بعداً به راوی به رسم یادگاری داده می‌شود. راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمی‌یابد که بر روی گلدان یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیده‌بود، کشیده شده‌است.

صادق هدایت

دانلود بوف کور

داش آکل (صادق هدایت)

داش آکل ، لوطی شیرازی بود که در اواخر قاجار میزیست و با داستان صادق هدایت، آوازه اش در تمام دنیا پراکنده شد.

هرچند روایت های متفاوتی از زندگی این لوطی وجود دارد.

خصلت‌های جوانمردانه‌ داش آکل او را محبوب مردم ضعیف و بی‌پناه شهر کرده بود. اما کاکارستم که گردن‌کلفتی ناجوانمرد است و به همین سبب، بارها ضرب شست داش آکل را چشیده، به شدت از او نفرت دارد و در پی فرصتی است تا زهرش را به داش آکل بریزد و از او انتقام بگیرد.

در همین حین، حاجی صمد — از مالکان شیراز — می میرد، و داش آکل را وصی خود قرار می‌دهد. داش آکل، با اینکه آزادی خود را از همه چیز بیشتر دوست دارد، به ناچار این وظیفه دشوار را به گردن می‌گیرد. او با دیدن مرجان، دختر چهارده سالهٔ حاجی صمد، به وی دل می‌بازد. اما اظهار عشق به مرجان را خلاف رویهٔ جوانمردی و عمل به وظیفهٔ خود می‌داند. در نتیجه، این راز را در دل نگه می‌دارد. در عوض، طوطی ای می‌خرد، و درد دلش را به او می‌گوید.....

از این کتاب فیلمی هم به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال 1350 ساخته شده که بعنوان یکی از برترین فیلم های ایرانی شناخته شده است.

داش آکل (1350) - گالری عکس - منظوم

عکس صادق هدایت

	بیوگرافی صادق هدایت + عکس | وب

دانلود داش آکل

سه قطره خون (صادق هدایت)

در کتاب سه قطره خون (1311)، داستان اول به همین نام است .

داستان در 6 صفحه و بصورت داستان کوتاه بیان شده است.

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم بسیار کم‌تری داشته و نویسنده در آن، برشی از ماجرا و حوادث را آورده یا تمام ماجرا را به‌طور خلاصه در آن می‌نویسد. درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و در شاخ و برگ دادن به موضوعات مد نظرش محدودیتی در تعداد کلمات ندارد. در نگارش داستان کوتاه، ایجاز (خلاصه نویسی) اهمیت بسیاری داشته و نویسنده کمتر به موضوعات غیر ضروری می‌پردازد.

داستان‌های کوتاه از نظر حجم و تعداد کلمات، استاندارد تعیین شده‌ای ندارند. اما می‌توان به داستانی که در کمترین تعداد کلمات یک روایت نتیجه‌گیری شدهٔ ادبی را در خود جای داده یک داستان کوتاه گفت. یک داستان کوتاه می‌تواند از ۱۰۰ تا ۵۰۰۰ کلمه (و حتی بیشتر، تا حدودی که همچنان از نظر عموم به عنوان یک داستان کوتاه خطاب شود) را در بر بگیرد.

در سه قطره خون، راوی داستان، جوانی به نام احمد است که در بیمارستان روانی به سر می‌برد. احمد در خلال صحبت‌های خود از آرزوها و تصوراتش می‌گوید و آن‌ها را حقیقت می‌پندارد. صادق هدایت در این روایت به افسانه‌ای کهن روی می‌آورد و تلاش می‌کند با استفاده از اسطوره‌ها منظور خود را منتقل کند. این اثر یکی بهترین داستان‌های این مجموعه است و پایانی غافلگیر کننده دارد.

در این داستان شعر مُسَمَّط (به نوعی از قصیده یا اشعاری گفته می‌شود که شاعر بنای آن را بر چند مصراع هم‌قافیه بنهد و مصراع آخر را بر قافیه‌ای دیگر قرار دهد.) زیر آورده شده:

دریغا که بار دگر شام شد --- سراپای گیتی سیه‌فام شد

همه خلق را گاهِ آرام شد --- بجز من که رنج و غمم شد فزون

.

.

جهان را نباشد خوشی در مزاج --- بجز مرگ نَبْوَد غمم را علاج

ولیکن در آن گوشه در پای کاج --- چکیده ست بر خاک سه قطره خون

سه قطره خون اثر صادق هدایت - نشر جاویدان - بوکچه.خريد کتاب و محصولات فرهنگی  - بوکچه

دانلود کتاب سه قطره خون

جملات زیبای صادق هدایت

دانلود سه قطره خون

مادلن (صادق هدایت)

در این بخش داستان کوتاه "مادلن" اثر صادق هایت را برایتان قرار داده ام.

داستانی کوتاه که به شیوه‌ی اول شخص روایت می‌شود و به نوعی در پسِ زمینه‌اش عشقی آغشته به احترام و شاید آلوده به شهوت را بصورتی نهانی بیان می‌کند.

خبر از حضور شخصی در مجلسی آرام را می‌دهد که تنها صدای گرامافون شنیده می‌شود و البته برخورد قطرات باران به شیشه‌ی پنجره‌ها.

مادلن به همراه مادر و خواهرش در این مجلس حضور دارد و راوی از داستان آشنایی‌اش با مادلن در پلاژی در فرانسه می‌گوید، اندوهی بر مراسم حاکم است تا مادلن شروع به آواز خواندن می‌کند.

جملات زیبای صادق هدایت

صادق هدایت ؛ نویسنده مرموز ایران | رویداد24

دانلود مادلن

زنده بگور (صادق هدایت)

صادق هدایت (۲۸ بهمن ۱۲۸۱ – ۱۹ فروردین ۱۳۳۰) نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی بود. او را همراهِ محمدعلی جمال‌زاده، بزرگ علوی و صادق چوبک یکی از پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند. وی تحصیل کرده دارالفنون و سن لوئی تهران بود که از همآنجا به نویسندگی علاقمند شد. وی به بلژیک و سپس فرانسه عزیمت کرد و در پاریس به زندگی خود پایان داد (قبرستان پرلاشز).

داستان زنده بگور صادق هدایت، داستان کوتاهی است پر از جملات زیبا و نغز.

نوشته‌ای که جدا کردن شخص نویسنده از قهرمانش تقریبا غیر ممکن است و این یعنی حضور تمام‌ وقت صادق هدایت در صحنه.

این کتاب نخستین بار در سال 1309، در چاپ‌خانه‌ی فردوسی تهران انتشار یافت و تا کنون به زبان‌های مختلفی مانند انگلیسی، فرانسوی، ارمنی و کره‌ای ترجمه شده است.

زنده به گور احوالات ملال‌انگیز کسی است که از زندگی به ستوه آمده، اراده‌اش تحلیل رفته و افکار بریده‌ و شورانگیزی را در ذهن می‌پروراند. او چندی است که بر روی تختش افتاده و ارتباطش را با دنیای بیرونی بطور کلی قطع کرده است. نویسنده در این داستان تنها به شرح وضعیت فیزیولوژیکی شخصیتش بسنده می‌کند و به خصوصیات اخلاقی آنچنان نمی‌پردازد.

این مرد از زندگی خسته و ناامید شده و با انواع مختلفی از راه‌های خودکشی، در تلاش برای پایان دادن به زندگی‌اش است.

"نفسم پس می‌رود، از چشم‌هایم اشک می‌ریزد، دهانم بدمزه است، سرم گیج می‌خورد، قلبم گرفته، تنم خسته و کوفته و شل، بدون اراده در تختخواب افتاده. بازوهایم از سوزن انژکسیون سوراخ است. رختخواب بوی عرق و بوی تب می‌دهد، به ساعتی که روی میز کوچک بغل رختخواب گذاشته شده نگاه می‌کنم، ساعت ده روز یکشنبه است. سقف اتاق را می‌نگرم که چراغ برق میان آن آویخته، دور اتاق را نگاه می‌کنم، کاغذ دیوار گل و بته سرخ و پشت گلی دارد. فاصله به فاصله آن دو مرغ سیاه که جلو یکدیگر روی شاخه نشسته‌اند، یکی از آنها تکش را باز کرده مثل اینست که با دیگری گفتگو می‌کند. این نقش مرا از جا در می‌کند، نمی‌دانم چرا از هر طرف که غلت می‌زنم جلو چشمم است. روی میز اتاق پر از شیشه، فتیله و جعبه دواست."

دانلود کتاب زنده به گور اثر صادق هدایت 1

دانلود زنده بگور

خاطرات خانه اموات (داستایوسکی)

فئودور داستایوسکی (1821-1881) از برترین نویسندگان روسیه و حتی دنیاست. پدرش پزشک اوکراینی بود که به مسکو مهاجرت می کند. وی پس از تحصیل در رشته مهندسی، در ارتش استخدام می شود اما به جرم براندازی زندانی می شود.

داستایفسکی در سال ۱۸۴۹ با شرکت در محفلی ادبی دستگیر شد و به همراه دیگر دوستانش به مجازات اعدام محکوم شدند. البته پیشنهاد مجازات اعدام که از سوی دادگاه نظامی بود تایید نشد ولی با این حال، تصمیم بر آن شد که برای درس عبرت یک مراسم اعدام نمایشی برگزار کنند که در آخرین لحظه خبر عفو را به محکومان بدهند. پس از این اتفاق داستایفسکی را به زندانی در سیبری منتقل کردند. در کتاب حاضر، داستایوسکی شرحی از بازداشت و تبعید خود به اومسک (سیبری) روسیه را بیان میکند. وی بمدت 4 سال در شرایط سخت سیبری زندانی بود که آسیب ههای جسمی و روحی شدیدی را برایش ایجاد کرد. وی در این کتاب به شکلی روشن و ملموس، شرایط جهنم گونه ی زندان را به تصویر می کشد: بی رحمی نگهبانانی که عاشق اذیت و آزار زندانیان هستند؛ شرارت زندانیانی که از کشتن کودکان لذت می برند؛ و رنج کشیدن انسان های نجیب به خاطر تحقیر و بدرفتاری. نویسنده همچنین در این کتاب زندانیان دیگر را معرفى کرده و سرگذشت غم‌انگیز آن‌ها را به طرزى بدیع حکایت و به موشکافى در طبیعت آنها مى‌پردازد و پرده از اسرار درونى انسان برمى‌دارد.

محبوس بودن چهار ساله، داستایوسکى را به کلى عوض کرد. وى دیگر آن مرد شاد و مبارز نبود. دیگر امیدى به بشر نداشت و جز تسلیم سرنوشت شدن چاره‌اى نمى‌دید. این چهار سال شوخى نبود: به قول خود داستایوسکى، وى در این چهار سال زنده به گور شده بود. این چهار سال مرگ اجبارى، چنان اراده او را فلج کرده بود که براى رهایى و گریز از درد غم، گاهى به میخوارى و قماربازى رو آورد. مرد تیره روزى بود. تمام حیات او بیشتر به یک حریق مدهش شبیه بود حریقى که به تدریج جوهر وجودش را به خاکستر تبدیل مى‌کرد.

روایت‌های هولناک زندانیان و فضای دهشتناک همبند بودن با زندانیان جانی و متوحش، بخشی از فضاسازی داستان را تشکیل می‌دهد.

نیچه مى‌گوید: «داستایوفسکی یگانه روان‌شناسى است که از او چیزى فرا گرفتم. او یکى از بهترین ثروت های بادآورده زندگى من بوده است. آشنائیم با او حتى بهتر از کشف استاندال بود».

البته نویسنده سختی ها را کمتر از آنچه هست بیان کرده و عده ای از منتقدان بر این عقیده هستند که علت، کاسته شدن نفرت داستایوسکی و یا وجود سانسور بوده که منجر به تلطیف روایات شده است.

از این کتاب فیلمی هم در سال 1932 ساخته شده است (واسیلی فیودوروف، به زبان روسی).

خاطرات خانه اموات

Book The House of the Dead (Записки из Мёртвого дома) in Russian

The House of the Dead by Fyodor Dostoevsky | Goodreads

The House of the Dead - Fyodor Dostoyevsky.jpg

دانلود خاطرات خانه اموات (داستایوسکی)

شوهر آهو خانم (علی محمد افغانی)

علی محمد افغانی ، نویسنده ایرانی (متولد 1303) اصفهانی الاصل و متولد و بزرگ شده کرمانشاه، از نویسندگانی است که با نوشتن رمان شوهر آهو خانم، سهم بسزایی در ادبیات ایران داشته است. وی که افسر ارتش و از توده ای های رده بالا بود، به این علت زندانی شد و این رمان ارزشمند را در زندان نوشته و در سال 1340 منتشر کرده است. می گویند که افغانی به اعدام محکوم شده بود، اما بعلت فشار جهانی اعدام لغو و پس از تحمل مدتی حبس، آزاد شد.

سایر نوشته ها: بافته های رنج، بکتاش، شادکامان دره قره سو، سیندخت، شلغم میوه بهشته، محکوم به اعدام، همسفرها ...

آقای افغانی در این رمان تصویر سازی خوبی از وضعیت زنان دهه 1340 دارد. وی به نکوهش چند همسری می پردازد، که با توجه به شرایط آن زمان ایران، قدم بزرگی در این زمینه محسوب میگردد. نجف دریابندری که علی‌محمد افغانی را پیش و پس از زندان می‌شناخت، در مطبوعات وقت نوشت: شوهر آهو خانم زندگی مردم عادی اجتماع ما تراژدی عمیقی پدیدآورده و صحنه هائی را پرداخته که انسان را به یاد آثار انوره دو بالزاک و لئون تولستوی می‌اندازد.

این کتاب، بارها قبل و بعد از انقلاب 57 تجدید چاپ شده و از آن فیلمی هم ساخته شده است (داوود ملاپور 1347).

در ابتدای رمان، شعری از حافظ را می خوانیم:

پیرانه سرم عشق جوانی بسر افتاد آن راز که در دل بنهفتم بدر افتاد

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر ای دیده نگه کن که بدام که در افتاد

سید میران سرابی، صاحب نانوایی و رئیس صنف در کرمانشاه، در عصری زمستانی در رمضان ۱۳۱۳ هجری خورشیدی در دکّانش با همکاری به نامِ آقا شجاع دیدار می‌کند و خبرش می‌دهد که جلسهٔ صنف پس‌افتاده تا پس از عید فطر. آقا شجاع می‌رود. سید میران در اندیشهٔ آن است که تأمین نانِ قشون را به انحصار خود درآورد. زن بسیار جوانی می‌آید و از میران، که به جای ترازودارِ قهرکرده‌اش پشت ترازو ایستاده، نان می‌خرد. زیبایی و ملاحت زن به دل میران می‌نشیند. دیگر بار زن با پسرکی فرّخ‌نام که فرزند صاحبخانه‌اش باشد برمی‌گردد که نان بخرد. میران با او هم‌صحبت می‌شود، نامش را می‌پرسد که هماست، و پی می‌برد که طلاق گرفته و از همسر و فرزندان دور افتاده و نیز دور از خویشان ده‌نشینش در کرمانشاه تنها مانده‌است. سلیمانِ کارگر می‌رود پی آرد فردا، حبیبِ ترازودار برمی‌گردد، و سید میران در این اندیشه است که شاید بشود واسطهٔ ازدواج هما و حبیب. ....

روی جلد شوهر آهو خانم چاپ مؤسسهٔ انتشارات نگاه

دانلود فیلم شوهر آهو خانم 1347 ⚡️کیفیت عالی

علی محمد افغانی - شوهر آهو خانم

بنکسی (نقاش دیواری - گرافیتی، Banksy)

به تصویر کردن نقش‌ها، اشکال، حروف‌، نشانه‌، نماد، الگو و کلمه‌ها بر روی دیوار یا هر مکان عمومی که بتوان از آن به عنوان مکانی برای نوشتن، نقاشی، کنده‌کاری و خط‌کشی استفاده کرد، گرافیتی Graffiti گفته می‌شود. گرافیتی از واژه گرافیتو (ایتالیایی) مشتق شده‌است که به معنی اثرگذاری سریع یا خط‌خطی است و ممکن است اصل این واژه به «گرافیر» (نوشتن با قلم فلزی) در لاتین عامیانه بازگردد (گرافیون: نوشتن).

دیوار نوشته‌ها از دوران باستان (یونان باستان، امپراتوری‌های روم، چین و ایران) وجود داشته‌اند و می‌توان آن در طبقه‌بندی مدرن، به مثابهٔ هنر عمومی تعبیر کرد.

در بیشتر کشورها کشیدن هر علامت و تصویری بر روی دیوارها یا املاک متعلق به افراد بدون جلب رضایت آنان غیرمجاز و دارای پیگرد قانونی است. اما گاهی از آن برای رساندن پیام سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اعتراضات استفاده می شود. حتی گاهی باندهای تبهکار با هنر گرافیتی حدود و مرزهای خود را مشخص می کنند.

یکی از معروف ترین این هنرمندان، بنام بنکسی شناخته میشود.

البته بنکسی نام مستعار این هنرمند گرافیتی فعال و منتقد سیاسی، کارگردان و نقاش بریتانیایی است؛ هرچند ملیت او مشخص نیست و برخی وی را سوئیسی میدانند.

هنر خیابانی او طعنه‌آمیز و هجویه‌هایش خرابکارانه است. هنر او آمیزه‌ای از طنز سیاه و گرافیتی است که با تکنیک گرته‌برداری ویژه‌ای خلق می‌شود. آثار هنری او با محتوای سیاسی و اجتماعی در خیابان‌ها، دیوارها، و پل‌ها در شهرهای مختلف دنیا به تصویر درآمده‌است.

تصاویر موش‌ها به کرات در آثار بنکسی دیده می‌شود و کاربردی نمادین دارد.

تا زمانی که در میفیر لندن بخرید. بنکسی گفته است: "تا زمانی که سرمایه داری از بین نرود، ما نمی توانیم کاری برای تغییر جهان انجام دهیم. در این بین همه ما باید برای دلداری دادن خود به خرید برویم.

یکی از نسخه‌های دختر با بادکنک، که از معروفترین آثار بنکسی است.

سلام فصل، پورت تالبوت، ولز

تاب بازی. بنکسی، نیواورلئان

تصویر مرد برهنه توسط بنکسی، روی دیوار یک کلینیک سلامت جنسی در خیابان پارک، بریستول.

undefined

نقاشی دیواری بنکسی در بیت لحم، کرانه باختری، فلسطین

undefined

اثری از بنکسی از صحنه زیرزمینی بریستول

Banksy mural Bombhugger

فرشته ازن. بنکسی، لندن، ۲۰۰۷. گرافیتی بنکسی که به یاد ازن اجرا شده‌است.