خاطرات یک گیشا (آرتور گلدن)

آرتور گلدن آمریکایی از مالکان نیویورک تایمز و فارغ التحصیل تاریخ ژاپن از هاروارد در سال 1997 این رمان (Memoirs Of A Geisha) را نگاشته است. یک فیلم سینمایی برنده اسکار هم از روی کتاب ساخته شده است (راب مارشال، استیون اسپیلبرگ 2005) که بنظر فیلم جذابی است. کتاب وی، یکی از پر فروش ترین کتاب های روز آمریکا بود.

خاطرات یک گیشا داستان دو خواهر ژاپنی است که بعلت فقر به شخصی فروخته میشوند. داستان حول زندگی خواهر کوچکتر بنام چیو سایوری است. او را از کوچکی تربیت میکنند که در آینده یک گیشا شود، چیزی مثل ساقی یا مهماندار مردان که طی مراسمی خاص صورت میگیرد و نیاز به آموزش دارند. همه وقایعی که سایوری در این رمان از سر میگذراند به خاطر علاقه ای است که از نوجوانی به کسی به نام «رئیس» دارد در حالیکه "یک گیشا هرگز نباید عاشق شود". ولی در ادامه، آنچه که از رییس مشاهده میکند بی تفاوتی اش در برابر توجهات سایوری است.

تا اینکه جنگ جهانی دوم شروع شده و کل زندگی چیو بهم می ریزد.

در خاطرات یک گیشا، ما وارد جهانی می شویم که ظواهر در آن بسیار مهم هستند. جایی که یک دختر به بالاترین رقم حراج می شود؛ جایی که زنان آموزش می بینند تا قدرتمندترین مردان را گول بزنند. و جایی که عشق به عنوان توهم مورد تحقیر قرار می گیرد. این یک اثر داستانی بی نظیر و پیروزمندانه است در عین حال عاشقانه، اروتیک، پرتعلیق و کاملا فراموش نشدنی.

چیو سایوری به توصیف رویاگونه خانه و محل زندگی‌اش می‌پردازد، خانه‌ای که او بر آن نام شنگولی را گذاشته است. در خلال توضیحات او خواننده متوجه دشواری های زندگی سایوری می‌شود. در حالی که وی تنها به جنبه‌های رویایی و گیرای آن دوره از زندگیش توجه دارد و اینطور که پیداست از سختی‌های آن غافل است. قطب منفی داستان، بیش از همه در منش «هاتسومومو» بازتاب یافته‌است. دشمنی کینه توزانه او در برابر سایوری حسی از انزجار را در خواننده ایجاد می‌کند و از همین نقطه بار دراماتیک داستان شکل می‌گیرد.

"گیشا" ها در ژاپن همیشه بصورت اسرار آمیز بوده اند، این افراد برای هنرمند شدن، و پذیرایی فاخر از افراد تربیت شده و زندگی نظامی واری داشتند. دیدگاه غلطی در میان سایر کشورها رواج دارد مبنی بر اینکه گیشاها همچون زنان تن‌فروش هستند؛ در حالی که چنین نیست. گیشاها دخترانی‌اند که در کودکی توسط خانواده‌های فقیرشان با مبلغی ناچیز فروخته شده و با آموزش‌های ویژه، برای همنشین شدن و گفتگو با مردان در چایخانه‌ها تربیت می‌شوند.

(در زبان ژاپنی «گی» یعنی هنر و مهارت، «شا» یعنی شخص. گیشا یعنی آراستگی شخص به هنرهای گوناگون و قدمتی 200 ساله دارد)

در حال حاضر گیشاها در دسته افراد پائین اجتماع دسته بندی شده اند و از اهمیت این دختران نسبت به گذشته کاسته شده است.

«هیچ‌کدام از ما آن‌طور که باید و شاید از دنیا محبت نمی‌بینیم.»

«غم چیز غریبی است، در برابر آن تا چه اندازه ناتوانیم. به پنجره‌ای می‌ماند که به خودی خود باز می‌شود. اتاق سرد می‌شود و کاری از دستمان برنمی‌آید جز این‌که از این سرما بلرزیم. اما پنجره‌ای است که هر بار کمتر باز می‌شود و کمتر باز می‌شود و روزی تعجب خواهیم کرد که کجا رفته است!»

«اکنون می‌دانم زندگی‌مان هیچ‌وقت پایدارتر از موجی نیست که از پهنهٔ دریا برمی‌خیزد.»

«خُب، البته هلو خوشمزه است، قارچ هم خوشمزه است، اما نمی‌توانید این دو را با هم ترکیب کنید.»

«بسیاری از فعالان حقوق زنان، گیشاگری را نوعی برده‌داری امروزی می‌دانند، که البته پر بیراه نیست.»

محله گیشا تهران هیچ ارتباطی با گیشا های ژاپن ندارد، بلکه برگرفته از نام شرکت ساختمانی کیشا (کی نژاد-شاپوریان) است که بعداً به شرکت گیشا تغییر نام داد.

خاطرات یک گیشا (آرتور گلدن)

دشمن مردم (هنریک ایبسن)

هنریک ایبسن (1828-Henrik Ibsen 1906)، در یک خانواده تاجر نروژی بزرگ شد. با توجه به ورشکستگی پدر، هنریک گوشه گیر و افسرده شد , منجر به نوشتن داستان هایی شد که از روحیه دوران جوانی اش منشا گرفته است. تمامی 25 اثرش مهم تلقی شده و تاثیر زیادی بر روی مردم و سایر نویسندگان گذاشته است.

نمایشنامه دشمن مردم (1882 En folkefiende) از آثار بسیار تاثیر گذار وی می باشد که در حول و حوش مردی بنام دکتر استوکمان می گذرد که در شهر ساحلی دارای چشمه های آب معدنی زندگی می کند. این اثر بیشتر از سایر آثار ایبسن مورد بررسی قرار گرفته است، لذا خواندن آن را به تمام ادب دوستان توصیه میکنم، و شاید بتوان گفت باید خوانده شود!

این نمایش 5 پرده ای، با مهمانی شامی که توسط دکتر استوکمان و همسرش کاترین برگزار می شود آغاز می شود. میهمانان عبارتند از برادر دکتر استاکمن پیتر (شهردار) و هاوستاد (سردبیر روزنامه). پیتر از استوکمن در مورد شایعه ای می پرسد که هوستاد در حال چاپ مقاله ای است که دکتر در مورد حمام های آبگرم نوشته است.

دکتر استوکمان ، برادر شهردار و بسیار مردم دار بوده و فردی معتبر در شهر می باشد. وی متوجه آلودگی آبهای شهر می شود که از پساب دباغ خانه وارد شهر شده است لذا برای اصلاح این آلودگی وارد عمل میشود اما جلوگیری از آلودگی به تعطیلی چشمه ها خواهد انجامید و اقتصاد مردم را شدیداً تحت تاثیر قرار می دهد. این امر باعث می شود که انجمن شهر و مردم، به او لقب "دشمن مردم" را بدهند.

این نمایشنامه تقابلی است بین "حقیقت" که دکتر استوکمان متوجه اش می شود، یعنی، آلودگی آبها، و "واقعیت" که شهردار (برادر دکتر، پیتر) مردم را با آن مواجه میکند، که همان آسیب ناشی از آگاهی عمومی به آلودگی است. این تضاد، حاصل ساختار جدید اقتصاد شهر خواهد بود.

در این کتاب ریاکاری قوانین اخلاقی جامعه مورد انتقاد قرار گرفته است.

بهترین ترجمه کار میرمجید عمرانی است که زیر نظر دانشگاه اسلو ترجمه شده. کتاب حجم زیادی ندارد و بیش از 88 صفحه نیست، و نوشتاری ساده دارد، بعبارتی دیگر، راحت خوانده می شود.

Schaarwächter Henrik Ibsen cropped.jpg

دانلود دشمن مردم

پیرمرد و دریا (ارنست همینگوی)

رمان پیرمرد و دریا (The Old Man and the Sea) از مهمترین آثار همینگوی و آخرین اثر مهم وی می باشد. این رمان منجر به کسب جایزه نوبل ادبیات برای ارنست همینگوی گردید. وی این اثر را در 1951 و در کشور کوبا به رشته تحریر درآورد.

پیرمرد و دریا به فصل‌ها یا قسمت‌های جدا تقسیم نشده و فقط اندکی از یک داستان کوتاه بلندتر است.

پیرمرد ماهیگیری بنام سانتیاگو به دریا می رود، وی که 84 روز است صیدی نداشته می خواهد برای ماهیگیری به دورست های دریا با کمک جریان گلف استریم و تا عمق خلیج فلوریدا برود. فردای آن شب در روز هشتاد و پنجم سانتیاگو به تنهایی قایقش را به آب می‌اندازد و راهی دریا میشود. شاگرد او مانولین، به توصیه والدین اش با سانتاگو همراهی نمی کند، هرچند پیرمرد را از صمیم قلب دوست دارد. بسیار دور از ساحل، پیرمرد طعمه خود را به دل آب‌های عمیق خلیج می‌سپارد. ظهر روز بعد یک نیزه ماهی بزرگ طعمه را می‌بلعد. سانتیاگو قادر به گرفتن و بالا کشیدن ماهی عظیم‌الجثه نیست و در عوض ماهی قایق را می‌کشد. دو روز و دو شب به همین صورت می‌گذرد و پیرمرد با جثه نحیف خود فشار سیم را که توسط ماهی کشیده می‌شود تحمل می‌کند. سانتیاگو در اثر کشمکش و تقلا زخمی شده و درد می‌کشد، با این حال ماهی را برادر خطاب می‌کند و تلاش و تقلای او را ارج می‌گذارد و آن را ستایش می‌کند.

سرسختی پیرمرد در جنگ با طبیعت، سخن گفتن وی با ماهی ها، دریا و پرندگان به زیبایی بیان می گردد.

صید ماهی می‌توانست پاداشی باشد برای آن همه تلاش، مبارزه و تحمل درد، اما وقتی سانتیاگو توجه خود را از شور و حال به دام انداختن ماهی منحرف کرده و به طمع و منافع مادی (فروش ماهی در بازار) متمرکز می‌کند، شانس و اقبال از وی روی برمی‌گرداند چرا که دریا طمع کاری را پاداش نمی‌دهد.

سانتیاگو می‌تواند نماد یک قهرمان شکست خورده باشد. او نمونه‌ای است از شجاعت، قدرت و استقامت نژاد انسان. او مثل تمام انسان‌ها با سرنوشت (ماهی) و زندگی که هم دوست‌داشتنی است و هم مورد نفرت (دریا) به مبارزه برمی‌خیزد. چیزی که در واقعیت امر باعث شکست سانتیاگو می‌شود غرور اوست.

پیرمرد در طول ۸۴ روزی که موفق به صید ماهی نمی‌شود شکم خود را با اندک غذایی که کافه‌چی محل از روی دلسوزی به او داده سیر کرده است. او گرسنگی و تحقیر را تحمل می‌کند ولی هرگز امید خود را برای صید یک ماهی بزرگ از دست نمی‌دهد.

"شکست که خوردی کار آسون می‌شه"

"ولی آدم رو برای شکست نساخته‌اند. آدم ممکنه از بین بره ولی شکست نمی‌خوره"

"اگر آدم چیز خوبی را بر زبان بیاورد آن چیز ممکن است روی ندهد"

"پسر گفت: تو ساعت کوکی من هستی؟ پیرمرد گفت: سن و سال ساعت کوکی منه. می‌دونی چرا پیرمردها این‌قدر زود بیدار می‌شن؟ برای این‌که روزشون طولانی‌تر بشه"

خرید و قیمت کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگ وی

پیرمرد و دریا

خوشه های خشم (جان اشتاین بک)


جان اشتاین بک (1902-1968) نویسنده آمریکایی معاصر، این کتاب را در سال 1939 منتشر کرد. جان پس از ترک تحصیل رشته ادبیات انگلیسی دانشگاه استنفورد، مدتی بعنوان خبرنگار، کارگر، متصدی داروخانه، میوه چین و پاسبان کار کرد و با مشکلات اقشار مختلف مردم آشنا شد. در آن زمان جهان بسمت مدرنیسم پیش می رفت و تجهیزات جدید جایگزین کارگران ساده میگردید. کتاب های معروف او شامل: "موش ها و آدم ها،خوشه های خشم، ماه پنهان است، چمخزارهای بهشت، زنده باد زاپاتا، شرق بهشت و چمنزارهای بهشت" میباشند.

نوشته های وی، منجر به کسب جایزه پولیتزر و نوبل ادبیات برای جان شد (1962). اغلب نوشته ها در دورانی نگاشته شده که مدرن شدن جامعه، منجر به آسیب تهیدستان شده بود.

از جمله کتاب خوشه های خشم (The Grapes Of Wrath 1939 پولیتزر)، که سرگذشت خانواده جودز از اوکلاهاما را بیان می کند که در پی طوفان‌های گرد و غبار دهه ۱۹۳۰ و نابودی محصولات، از مزرعه خود بیرون رانده شدند. آنها از شرق به غرب آمریکا می روند زیرا شنیده اند در آنجا کار و درآمد بهتری وجود دارد. ولی در سفر با سختی، تعصب و ارعاب پلیس روبرو می‌شوند. با این حال، زمانی که به کالیفرنیا می‌رسند، اوضاع بدتر می‌شود. آنها باید در کمپ‌های محقر بمانند و متوجه شوند که کار برای مهاجران کمیاب است و دستمزد کمی دارد.
رمان خوشه‌های خشم در مدت پنج ماه نوشته و منتشر شد. این کتاب در ابتدا نارضایتی سرمایه‌داران و زمین‌داران آمریکایی را در پی داشت و در آمریکا ممنوع اعلام شد. سرمایه‌داران این کتاب را برای کشاورزان که اغلب بی‌سواد بودند؛ به عنوان کتابی ضد کلیسا و ضد مذهب معرفی کردند. آنان به کشاورزان می‌گفتند که این کتاب، کشاورزان را مردمی وحشی معرفی کرده. لذا کشاورزان به کتابخانه‌ها رفته و آن را آتش زدند. تهدید به مرگ بواسطه نوشتن این کتاب باعث شد مدتی اف‌بی‌آی، جان اشتاین بک را تحت نظر قرار دهد جالب آنکه این کتاب در روسیه نیز توسط حزب کمونیست حاکم تحریم شد.

این رمان، با روایت درگیرکننده، باشکوه و واقع گرایانه ی خود، آمریکایی ترین اثر در بین آثار کلاسیک آمریکا در نظر گرفته میشود.

از این کتاب فیلمی هم توسط جان فورد و بازی هنری فوندا ساخته شده (1940) که قابل قبول است، اما، خواندن کتاب لطف دیگری دارد.


خوشه های خشم (جان اشتاین بک)

نقاشی مکتب آتن (رافائل)

یکی از معروفترین "فرسکو" (دیوار نگاره) های جهان در دوران رنسانس و از آثار رافائل (1483-1510) است که در واتیکان قرار دارد.

این نقاشی به دلیل استفاده از پرسپکتیو دقیق، (مشخصه برجسته هنر رنسانس) که رافائل از داوینچی آموخت، قابل توجه است. به همین ترتیب مضامین نقاشی مانند تولد دوباره فلسفه و فرهنگ یونان باستان در اروپا، از فعالیت‌های فردی لئوناردو در تئاتر، مهندسی، اپتیک، هندسه ، فیزیولوژی، آناتومی، تاریخ، معماری و هنر الهام گرفته شده است.

در تصویر، چهره های مشهور فلاسفه یونان قرار گرفته است، هرچند بطور صریح نقاش به اسامی اشاره نکرده و هر شخصیت با فیگور و حالتی خاص ترسیم شده که متناسب با آن حس و حال خاصی هم می دهد.

در مرکز تصویر افلاطون و ارسطو قرار دارند که اگر به راه خود ادامه دهند، افلاطون به هراکلیتوس میرسد و ارسطو به دیوژن! در پس زمینه، دو تندیس بزرگ مشاهده می­شود. در سمت چپ، خداوند نور و کمان و موسیقی را مشاهده می کنید که سازی به نام چنگ رومی در دست دارد و در سمت راست آتنا، الهۀ خرد را در جامۀ رومی ملاحظه می فرمایید. در طاقی که بالای سر اشخاص کشیده شده ، نوعی طرح را مشاهده میکنید که به زنجیرۀ یونانی معروف است که نوار زینتی است شامل خطهای زاویه دار گره خورده که در قرنیز سقف، سرستون و نیز در کناره سفالینه‌های یونانی مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در میان کسانی که معمولاً در دیوارنگاره شناسایی می‌شوند می‌توان به: 1 زنون رواقی ، 2 دم ویتوس (فیلسوف خندان)، 3 فیثاغورس، 4 بوئتیوس، 5 ابن رشد، 6 اسکندر مقدونی، 7 سقراط (درحال گفتگوی سقراطی با اسکندر، بعدها با جام شوکران بدرود حیات گفت)، 8 پارمنیدس با عقاید مخالف هراکلیتوس (عقل فقط وسیله ای باری شناخت است)، 9 هیپاتیا فیلسوف زن، 10 هراکلیتوس (معروف به فیلسوف غمگین، معتقد به دوگانگی جهان)، 11 گزنفون، 12 افلاطون (با دست چپ "نیمائوس" کتاب مشهور خود را گرفته، دست راست خود را بالا برده و با انگشت به آسمان اشاره می‌کند. افلاطون را شبیه به داوینچی کشیده است)، 13 ارسطو (دست راستش را موازی با زمین گرفته که نشانگر تفکرات واقع‌گرایانه اوست، با دست دیگر نیز کتاب اخلاقیات خود را دربردارد)، 14 دیوژن کلبی و ساده زیست، 15 اقلیدس، 16 زرتشت یا ابن سینا (گوی آسمانی در دست)، 17 بطلمیوس (گوی جهان‌نما در دست، زمین کروی ترسیم شده است!)، 18 رافائل نقاش کل اثر، 19 سودوما نقاش هم عصر رافائل، 20 فلوطین.

علاوه بر این، اعتقاد بر این است که هنرمندان ایتالیایی چون لئوناردو داوینچی و میکل آنژ به ترتیب در کنار افلاطون و هراکلیتوس نقاشی شده‌اند.

نقاشی آفرینش آدم (میکل آنژ)

در این قسمت، به معرفی یکی از آثار معروف میکل آنژ بنام "آفرینش آدم" می پردازم.

میکل آنژ (ایتالیایی:Michelangelo، فرانسوی: Michel-Ange)(1475-1564)، نقاش، مجسمه ساز، معمار و شاعر متولد جمهوری فلورانس بود. مجسمه های "داوود" و "پیئتا" که از جمله مهمترین پیکر تراشی های وی است که در زیر 30 سالگی خلق شده اند.

آفرینش آدم (Creazione di Adamo) یکی از معروف‌ترین دیوار نگاره ها (فرسکو) در جهان است که در سقف کاپلا سیستین اقامتگاه پاپ در شهر واتیکان قرار دارد که توسط پاپ ژولیوس دوم به عنوان بخشی از بازسازی آن کلیسا سفارش داده شد و به سرعت به نماد قدرت و تأثیرات کلیسای کاتولیک تبدیل شد، بطوریکه بعنوان یکی از ۱۰ اثر معروف میکل آنژ شناخته می شود (1508-1512).

در این اثر، داستان کتاب مقدس درباره آفرینش آدم تصویر شده، خداوندی که دست خود را به سوی انگشت آدم دراز می‌کند تا به او زندگی ببخشد. در این تصویر، زیبایی، واقع گرایی و رابطه انسان با خدا مورد توجه قرار گرفته است.

در این نقاشی، جزئیات بی‌نظیری دیده می شود. شکل خداوند و آدم بسیار واقعی به تصویر کشیده شده‌، لذا این فرسکو به عنوان یک شاهکار از هنر رنسانس ایتالیایی شناخته می‌شود.

شما می‌توانید در سمت چپ، آدم را مشاهده نمایید که تازه آفریده شده و به حالت درازکش قرار دارد. بیشتر اتفاقات این نقاشی در سمت راست است. در این سمت خدا در قالب پیرمردی با بازوان قوی و ریش سپید مشاهده می شود که دست خود را دراز کرده تا از روحش در بدن آدم بدمد.

در آغوش و دستان خدا زنی حضور دارد که با کنجکاوی به آدم می نگرد. مورخان هنری بر این باورند که حوا است و بهمراه تعدادی از فرشتگان در لفافی قرمز با بندی سبز در حال نگاه و حرکت کردن به آدم می‌باشند.

درباره این نقاشی چند نکته مهم وجود دارد:

1. خداوند انسان را به شکل خود آفرینده است.

2. حوا در آغوش (و حمایت) خدا است یعنی نقاش خواسته این نکته را بگوید که حوا را از دنده چپ انسان آفریده نشده، بلکه وقتی خدا آدم را خلق می‌کرده، حوا وجود داشته است.

3. در مورد لفاف قرمز، گفته می شود که میکل آنژ این قسمت از نقاشی را به شکل رحم زن کشیده، و برخی اعتقاد دارند که نوار سبز رنگ، همان بند ناف است. البته برخی آنرا شبیه مغز دانسته اند، حتی جالب است بدانید دو انگشت خدا که به سمت آدم گرفته شده است، کاملا شبیه به سیناپس نرون‌های عصبی مغز انسان است (یعنی خدا تصویری در مغز انسان هاست یا خدا خواسته به انسان عقل بدهد).

4. حوا در حال تشویق خدا برای عطا کردن عقل به آدم است.

5. نقاشی آفرینش تماما عشق بوده و میکل آنژ با تمام انرژی خود آن را کشیده است تا ثابت کند علاوه بر پیکرتراشی، در شناخت رنگ ها و نقاشی نیز بسیار چیره دست است.

امروزه، این نقاشی یکی از محبوب‌ترین آثار هنری در جهان است. حتی اگر به نقاشی علاقه ای نداشته باشید، مسلماً آنرا دیده اید. تأثیر آن در بسیاری از آثار هنری و فرهنگ عامه قابل مشاهده است و زیباییِ بی‌زمان، و نماد بودن آن الهامی برای همه افراد جامعه است.

آثار معروف میکل آنژ