بوف کور (صادق هدیت)

صادق هدایت ، نویسنده روشنفکر ایرانی (1281-1330)، تقریبا همزمان با جمالزاده، بزرگ علوی و صادق چوبک میزیست. وی پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه و نیز تحصیل در مدرسه سن لویی، که وابسته به کشور فرانسه بود، در سال 1305 به بلژیک و سپس به پاریس رفت. وی یکبار با انداختن خود به رود مرن، اقدام به خودکشی کرد، اما وی را نجات دادند. وی در سال 1309 به تهران بازگشت.

هدایت در سال 1315 به هند رفت و کتاب بوف کور را که در پاریس نوشته بود، منتشر کرد.

شرح حال صادق هدایت از زبان خودش:

"من همان قدر از شرح حال خودم رَم می‌کنم که در مقابل تبلیغات آمریکایی‌مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولّدم به درد کسی می‌خورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها با منجّمین مشورت کرده‌ام، اما پیش‌بینی آن‌ها هیچ‌وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ خوانندگان است؛ باید اول مراجعه به آراء عمومی آن‌ها کرد چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم. به‌علاوه، خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی می‌کند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آن‌ها مناسب‌تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر می‌داند و پینه‌دوز سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده می‌شود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش می‌گذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل می‌کنند. از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در برندارد نه پیش آمد قابل‌توجهی در آن رخ داده، نه عنوانی داشته‌ام، نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه برعکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی‌مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد."

داستان بوف کور از نگاه اول شخص روایت می شود و بعنوان یکی از مهمترین آثار هدایت شناخته می شود که به چندین زبان ترجمه شده است.

ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه‌اش - که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته‌است - منظره‌ای را که همواره نقاشی می‌کرده‌است می‌بیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) می‌شود و زندگی‌اش به طرز وحشتناکی دگرگون می‌گردد تا اینکه مغرب‌ هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه‌اش می‌یابد. دختر چند هنگامی بعد در رخت‌خواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان می‌دهد. راوی طی قضیه‌ای موفق می‌شود که چشم‌های دختر را نقاشی و آن را لااقل برای خودش جاودانه کند. سپس دختر اثیری را قطعه قطعه کرده داخل چمدانی گذاشته و به گورستان می‌برد. گورکنی که مغاک دختر را حفر می‌کند طی حفاری، گلدانی می‌یابد که بعداً به راوی به رسم یادگاری داده می‌شود. راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمی‌یابد که بر روی گلدان یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیده‌بود، کشیده شده‌است.

صادق هدایت

دانلود بوف کور

داش آکل (صادق هدایت)

داش آکل ، لوطی شیرازی بود که در اواخر قاجار میزیست و با داستان صادق هدایت، آوازه اش در تمام دنیا پراکنده شد.

هرچند روایت های متفاوتی از زندگی این لوطی وجود دارد.

خصلت‌های جوانمردانه‌ داش آکل او را محبوب مردم ضعیف و بی‌پناه شهر کرده بود. اما کاکارستم که گردن‌کلفتی ناجوانمرد است و به همین سبب، بارها ضرب شست داش آکل را چشیده، به شدت از او نفرت دارد و در پی فرصتی است تا زهرش را به داش آکل بریزد و از او انتقام بگیرد.

در همین حین، حاجی صمد — از مالکان شیراز — می میرد، و داش آکل را وصی خود قرار می‌دهد. داش آکل، با اینکه آزادی خود را از همه چیز بیشتر دوست دارد، به ناچار این وظیفه دشوار را به گردن می‌گیرد. او با دیدن مرجان، دختر چهارده سالهٔ حاجی صمد، به وی دل می‌بازد. اما اظهار عشق به مرجان را خلاف رویهٔ جوانمردی و عمل به وظیفهٔ خود می‌داند. در نتیجه، این راز را در دل نگه می‌دارد. در عوض، طوطی ای می‌خرد، و درد دلش را به او می‌گوید.....

از این کتاب فیلمی هم به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال 1350 ساخته شده که بعنوان یکی از برترین فیلم های ایرانی شناخته شده است.

داش آکل (1350) - گالری عکس - منظوم

عکس صادق هدایت

	بیوگرافی صادق هدایت + عکس | وب

دانلود داش آکل

سه قطره خون (صادق هدایت)

در کتاب سه قطره خون (1311)، داستان اول به همین نام است .

داستان در 6 صفحه و بصورت داستان کوتاه بیان شده است.

داستان کوتاه گونه‌ای از ادبیات داستانی است که نسبت به رمان یا داستان بلند حجم بسیار کم‌تری داشته و نویسنده در آن، برشی از ماجرا و حوادث را آورده یا تمام ماجرا را به‌طور خلاصه در آن می‌نویسد. درحالی که در داستان بلند یا رمان، نویسنده به جنبه‌های مختلف زندگی یک یا چند شخصیت می‌پردازد و در شاخ و برگ دادن به موضوعات مد نظرش محدودیتی در تعداد کلمات ندارد. در نگارش داستان کوتاه، ایجاز (خلاصه نویسی) اهمیت بسیاری داشته و نویسنده کمتر به موضوعات غیر ضروری می‌پردازد.

داستان‌های کوتاه از نظر حجم و تعداد کلمات، استاندارد تعیین شده‌ای ندارند. اما می‌توان به داستانی که در کمترین تعداد کلمات یک روایت نتیجه‌گیری شدهٔ ادبی را در خود جای داده یک داستان کوتاه گفت. یک داستان کوتاه می‌تواند از ۱۰۰ تا ۵۰۰۰ کلمه (و حتی بیشتر، تا حدودی که همچنان از نظر عموم به عنوان یک داستان کوتاه خطاب شود) را در بر بگیرد.

در سه قطره خون، راوی داستان، جوانی به نام احمد است که در بیمارستان روانی به سر می‌برد. احمد در خلال صحبت‌های خود از آرزوها و تصوراتش می‌گوید و آن‌ها را حقیقت می‌پندارد. صادق هدایت در این روایت به افسانه‌ای کهن روی می‌آورد و تلاش می‌کند با استفاده از اسطوره‌ها منظور خود را منتقل کند. این اثر یکی بهترین داستان‌های این مجموعه است و پایانی غافلگیر کننده دارد.

در این داستان شعر مُسَمَّط (به نوعی از قصیده یا اشعاری گفته می‌شود که شاعر بنای آن را بر چند مصراع هم‌قافیه بنهد و مصراع آخر را بر قافیه‌ای دیگر قرار دهد.) زیر آورده شده:

دریغا که بار دگر شام شد --- سراپای گیتی سیه‌فام شد

همه خلق را گاهِ آرام شد --- بجز من که رنج و غمم شد فزون

.

.

جهان را نباشد خوشی در مزاج --- بجز مرگ نَبْوَد غمم را علاج

ولیکن در آن گوشه در پای کاج --- چکیده ست بر خاک سه قطره خون

سه قطره خون اثر صادق هدایت - نشر جاویدان - بوکچه.خريد کتاب و محصولات فرهنگی  - بوکچه

دانلود کتاب سه قطره خون

جملات زیبای صادق هدایت

دانلود سه قطره خون

مادلن (صادق هدایت)

در این بخش داستان کوتاه "مادلن" اثر صادق هایت را برایتان قرار داده ام.

داستانی کوتاه که به شیوه‌ی اول شخص روایت می‌شود و به نوعی در پسِ زمینه‌اش عشقی آغشته به احترام و شاید آلوده به شهوت را بصورتی نهانی بیان می‌کند.

خبر از حضور شخصی در مجلسی آرام را می‌دهد که تنها صدای گرامافون شنیده می‌شود و البته برخورد قطرات باران به شیشه‌ی پنجره‌ها.

مادلن به همراه مادر و خواهرش در این مجلس حضور دارد و راوی از داستان آشنایی‌اش با مادلن در پلاژی در فرانسه می‌گوید، اندوهی بر مراسم حاکم است تا مادلن شروع به آواز خواندن می‌کند.

جملات زیبای صادق هدایت

صادق هدایت ؛ نویسنده مرموز ایران | رویداد24

دانلود مادلن

زنده بگور (صادق هدایت)

صادق هدایت (۲۸ بهمن ۱۲۸۱ – ۱۹ فروردین ۱۳۳۰) نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی بود. او را همراهِ محمدعلی جمال‌زاده، بزرگ علوی و صادق چوبک یکی از پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند. وی تحصیل کرده دارالفنون و سن لوئی تهران بود که از همآنجا به نویسندگی علاقمند شد. وی به بلژیک و سپس فرانسه عزیمت کرد و در پاریس به زندگی خود پایان داد (قبرستان پرلاشز).

داستان زنده بگور صادق هدایت، داستان کوتاهی است پر از جملات زیبا و نغز.

نوشته‌ای که جدا کردن شخص نویسنده از قهرمانش تقریبا غیر ممکن است و این یعنی حضور تمام‌ وقت صادق هدایت در صحنه.

این کتاب نخستین بار در سال 1309، در چاپ‌خانه‌ی فردوسی تهران انتشار یافت و تا کنون به زبان‌های مختلفی مانند انگلیسی، فرانسوی، ارمنی و کره‌ای ترجمه شده است.

زنده به گور احوالات ملال‌انگیز کسی است که از زندگی به ستوه آمده، اراده‌اش تحلیل رفته و افکار بریده‌ و شورانگیزی را در ذهن می‌پروراند. او چندی است که بر روی تختش افتاده و ارتباطش را با دنیای بیرونی بطور کلی قطع کرده است. نویسنده در این داستان تنها به شرح وضعیت فیزیولوژیکی شخصیتش بسنده می‌کند و به خصوصیات اخلاقی آنچنان نمی‌پردازد.

این مرد از زندگی خسته و ناامید شده و با انواع مختلفی از راه‌های خودکشی، در تلاش برای پایان دادن به زندگی‌اش است.

"نفسم پس می‌رود، از چشم‌هایم اشک می‌ریزد، دهانم بدمزه است، سرم گیج می‌خورد، قلبم گرفته، تنم خسته و کوفته و شل، بدون اراده در تختخواب افتاده. بازوهایم از سوزن انژکسیون سوراخ است. رختخواب بوی عرق و بوی تب می‌دهد، به ساعتی که روی میز کوچک بغل رختخواب گذاشته شده نگاه می‌کنم، ساعت ده روز یکشنبه است. سقف اتاق را می‌نگرم که چراغ برق میان آن آویخته، دور اتاق را نگاه می‌کنم، کاغذ دیوار گل و بته سرخ و پشت گلی دارد. فاصله به فاصله آن دو مرغ سیاه که جلو یکدیگر روی شاخه نشسته‌اند، یکی از آنها تکش را باز کرده مثل اینست که با دیگری گفتگو می‌کند. این نقش مرا از جا در می‌کند، نمی‌دانم چرا از هر طرف که غلت می‌زنم جلو چشمم است. روی میز اتاق پر از شیشه، فتیله و جعبه دواست."

دانلود کتاب زنده به گور اثر صادق هدایت 1

دانلود زنده بگور