«کبریت سوئدی» (Шведская спичка) یک داستان کوتاه پلیسی است که توسط آنتون چخوف (۱۸۸۴) نوشته شده و یکی از اولین داستان‌های طنزآمیز اوست که راز، کنایه و هجو بوروکراسی را با هم ترکیب می‌کند.

در اینجا خلاصه این داستان کوتاه را می گویم (لو رفتن داستان)

در یک پرونده مرموز، سوار نظام بازنشسته مارک ایوانیچ کلیائوزوف مفقود شده و نشانه‌هایی از خشونت در خانه‌اش دیده می شود: مبلمان واژگون شده، ظروف شکسته و یک کبریت سوئدی نیم سوخته که به محور تحقیقات تبدیل می‌شود.

بازرس پلیس، دیوکوفسکی، با اشتیاق زیاد، پرونده را فرصتی برای اثبات مهارت‌های کارآگاهی خود می‌بیند. او جزئیات را به عنوان بخشی از یک جنایت پیچیده تفسیر می‌کند. ولی مافوق او، بازپرس چوبیکوف، محتاط‌تر است.

آنها به خدمتکار نیکیفور، و بعداً مربی او، پسیکوف مشکوک هستند که نظریه‌های پیچیده‌ای در مورد چگونگی وقوع قتل ارائه می‌دهند. آنها حتی معشوق‌های مخفی، اجساد دفن شده و سایر پیچش‌های ملودرام را تصور می‌کنند، همه اینها بر اساس آن کبریت سوئدی است.

با این حال، در نهایت، قربانی زنده بوده و وی را در کنار زنی شوهردار می بایند! که به روستایی در آن نزدیکی رفته بود تا شب را بگذراند، کاملاً بی‌خبر از این هیاهو! لذا کل تحقیقات پوچ و بی ارزش می شود.


چخوف مقامات خودبزرگ‌بین را که بدون دلیل و منطق برای حل جنایت عجله می‌کنند، مسخره می‌کند. وسواس آنها به سرنخ‌هایی مثل چوب کبریت نشان می‌دهد که چگونه بوروکراسی اغلب شایستگی را با اعتماد به نفس بیش از حد جایگزین می‌کند.


این داستان ساختار داستان‌های پلیسی را به سخره می‌گیرد، چیزی که به نظر یک معمای قتل می‌رسد، ولی در نهایت هیچ چیز نیست. کارآگاهان در جایی که هیچ دردی وجود ندارد، درام خلق می‌کنند.

چخوف می خواهد بگوید که مردم دوست دارند باهوش به نظر برسند و نتیجه‌گیری‌های بزرگی انجام دهند، حتی زمانی که کاملاً اشتباه می‌کنند.


سبک چخوف در داستان نویسی بخوبی در این اثر دیده می شود: کوتاه، شوخ‌طبع و پر از دیالوگ‌های تند. او نشان می‌دهد که غرور و حماقت انسان می‌تواندتا چه اندازه سرگرم کننده باشد!

کبریت سوئدی درباره معما نیست، بلکه به سبک کمدی، هوش اشتباه را بیان می کند. چخوف با تقلید از روش های کارآگاهی نشان میدهد که چگونه خودفریبی، بوروکراسی و غرور منجر به نتایج مسخره می‌شوند. این نگاهی خنده‌دار و آموزنده به این است که "مردم اغلب آنچه را که می‌خواهند ببینند می‌بینند، نه آنچه واقعاً وجود دارد".

بعبارت دیگر داستان یک معمای جنایی است، اما قواعد این ژانر شکسته شده و نویسنده با پایان غافلگیرکننده نشان می‌دهد که قتلی رخ نداده و همه چیز ساخته و پرداخته ذهن آدم‌های ساده‌لوح است، لذا داستان از یک معمای جنایی به طنزی فلسفی درباره‌ی توهم دانایی تبدیل شده است.

چخوف در این داستان کوتاه می گوید که یک کبریت نیم‌سوخته، آتشی از توهم و خودبزرگ‌بینی را شعله‌ور می‌کند. مأموران قانون، در پی معمایی خیالی، هر نشانه‌ی بی‌اهمیت را به راز مرگ و جنایت پیوند می‌زنند؛ و چقدر شیرین و در عین حال تلخ است، وقتی در پایان می‌فهمیم هیچ قتلی در کار نبوده است.

چخوف بارها در آثارش نشان داده که انسانها دوست دارند باهوش و مهم جلوه کنند. در این داستان نیز بازپرس و دستیارش قربانی همین میل می‌شوند.

چخوف، به ما یادآوری می‌کند که انسان گاه در روشنایی فکر خود گم می‌شود.
کبریت سوئدی، نماد داناییِ زودگذری است که به جای روشن کردن حقیقت، تنها سایه‌ای از غرور و خطا بر دیوار ذهن می‌افکند.

کبریت سوئدی نمونه‌ای درخشان از طنز اجتماعی چخوف است؛ طنزی که نه با خنده‌های سطحی، بلکه با آینه‌ای از حقیقت انسانی ما را می‌خنداند. او به خواننده یادآوری می‌کند که گاه بزرگ‌ترین اشتباهات، از اعتماد بیش از حد به ذهن خود سرچشمه می‌گیرد.

داستان کبریت سوئدی - نویسنده آنتوان چخوف - دانلود داستان کبریت ...

Постер фильма

Шведская спичка

Шведская спичка

Amazon.com: The Swedish Match eBook : Anton Pavlovich Chekhov ...

Faýl:The Soviet Union 1959 CPA 2292 stamp (Anton Chekhov and Scene ...

undefined

دانلود کبریت سوئدی